ابو القاسم راز شيرازى

339

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

نفوس مقدّسهء ايشان از وصمت « 17 » اين صفت پاك است ، وجود خود را از عين منّت وجود حقّ تعالى دانند ، چه رسد به علوم و اعمال خود ، و تمام علوم و اعمال صالحه و اخلاق و معارف و كرايم « 18 » صفات حسنهء خود را عطايا و افضال « 19 » حقّ تعالى نسبت به خود دانند ، بلكه آنها را نسبت به جلال و كبريائى و بىنيازى حقّ - جلّ و علا - چيزى ندانند ؛ چنان‌كه حضرت خاتم انبيا ص فرمود : « لا احصي ثناء عليك انت كما اثنيت على نفسك » « 20 » ، و فرمود : « احدى داخل نمىشود بهشت را به سبب استحقاق عمل خود » . عرض كردند : « يا رسول اللّه ! حتّى تو ؟ ! » ، فرمود : « بلى ! مگر آنكه فروگيرد مرا خداوند به رحمت خود » . پس اين طايفه ، از اين صفت ، پاك و برى مىباشند . و صنف دوم ، طايفهء « قدريّه » اند كه به قدرت استقلالى از براى عباد قايلند در افعال و اعمال ، بدون عون « 21 » و توفيق الهى ، و نمىبينند از حقّ تعالى منّتى بر خود در علوم و طاعات و مطلق افعال خود ، بلكه خود را مستقل در صدور طاعات و افعال و صفات خود مىدانند - بدون مدخليّت حقّ تعالى در آن - ؛ و اين طايفه اگر بر اين اعتقاد مستمر بمانند و بميرند ، حالت ايشان كفر و ضلال و نفاق و ظلم و جهل است و مستحقّ خلود در نارند ؛ چنان‌كه حضرت امام ص بيان فرمود كه : ثمرهء شجرهء عجب ، لعنت و خلود در نار است ؛ و اگر قبل از موت ،

--> ( 17 ) - عيب و عار و ننگ ( 18 ) - جمع كريمه يعنى خوب و پسنديده ( 19 ) - فضل و نيكى كردن ( 20 ) - به منهج اوّل ، صفحهء 179 سطر 18 و صفحهء 210 سطر 7 رجوع شود : « العدد القويّة » : 23 ، « غوالى اللآلئ » 4 : 114 ، « بحار الانوار » 71 : 23 ، 85 : 170 ، 93 : 159 ، 97 : 228 ، « مستدرك الوسائل » 4 : حديث 4784 - 2 ، 5 : حديث 6178 - 2 ، « شرح نهج البلاغة » 1 : 59 ، 11 : 73 ( 21 ) - يارى